شنبه ۲۹ مهر ۹۶ - October 21, 2017

کدخبر : 5802
جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۲

بزرگداشتی به پاس شصت سال خدمت به مردم گناباد

در شبی که روزش به نام پزشک نامیده شده است، در سالن کوثر دانشگاه علوم پزشکی به پاس شصت سال خدمت به مردم گناباد از دکتر سید محمد حایری روحانی تجلیل شد .

در شبی که روزش به نام پزشک نامیده شده است، در سالن کوثر دانشگاه علوم پزشکی به پاس شصت سال خدمت به مردم گناباد از دکتر سید محمد حایری روحانی تجلیل شد .
دکتر روحانی متولد تهران در نوزدهم اسفند سال ۱۳۳۶ به گناباد آمد و همه فکر می کردند او چند صباحی را به حکم وظیفه در گناباد خواهد ماند و بعد زرق و برق پایتخت نشینی او را با خود خواهد برد و اگر می رفت هم هیچ ایرادی بر او نبود چرا که به زادگاهش بر می گشت که حب الوطن من الایمان
اما او به تهران بر نگشت سالها به درد برداشتن از وجود نسل های مختلف ادامه داد
او نه تنها در عرصه درمان بیماران سالها منشا برکت و خدمت بود که مدتی نیز در میدان مدیریت شبکه بهداشت و درمان خدمت های فراواتی به مردم گناباد کرد
در زلزله ۱۳۴۷ کاخک از اولین کسانی است که به یاری آسیب دیدگان می شتابد
دکتر سید محمد روحانی خارج از بحث بهداشت و درمان در راه اندازی بسیاری از کانون های و پروژه های خدمت رسان در گذشته نقش آفرین بوده است .
دکتر روحانی با تمام آرایش هایی که زندگی امروز یافته است همچنان ساده ماند و ماند
با غم های مردم غمگین شد و گاهی نیز با لحن شیرین خود ناراستی ها ما را گوشزد کرد و بی بوق و کرنا به مردمانی که نداشتند کمکهای مالی فراوان کرد
و امشب در سالن دانشگاه پزشکی از خدمات صادقانه او تجلیل شد.
یکی از پزشکان شهرستان گناباد مقیم مشهد در مورد این مرد بزرگ گفت: دکتر روحانی اسوه ی کامل اخلاق پزشکی است .
دکتر محمد میر معزی ادامه داد : دکتر روحانی وقت شناس بود با مردم رفتاری عالی داشت به همکاران خود احترام می گذاشت و مطالعه هم فراوان می کنم
وی گفت : من در برابر این مرد بزرگ تعظیم می کنم و دستش را می بوسم .
بعد از دکتر میر معزی دکتر روحانی پشت تریبون رفت و ابتدا از برگزار کنندگان مراسم تشکر کرد
او سپس خطابه ای را خواند که درقسمتی از آن آمده بود :پزشک باید فارغ از دین و مذهب به درمان انسان ها بپردازد و این از بابت شکر گزار هم باشد .
و نهایت با سه بیت از شعر مولانا خطابه خود را به پایان رساند .
دکتر روحانی از سال های دور نیز یادی کرد و گفت : سال ها پیش پدرم به گناباد آمده بود ظهر درحالیکه با او غذا می خوردم دو مریض هم در مطب من که چسبیده به محل زندگی ام بود در انتظار بودند .
پدر من تا آن زمان در هیچ دوره ای از زندگی با من بلند صحبت نکرده بود آنجا بود که با صدای بلند گفت تو می خواهی این طور به بیماران برسی؟
و همین پرخاش او هنوز در گوشم است

برچسب ها :
دیدگاه شما

css.php