چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ - September 20, 2017

کدخبر : 5697
پنج شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۹

فرزندم را به خاک سپردم و به کلاس رفتم

بعد از جلسه شعر نقد شعر در اداره ارشاد گاهی با حاجی زارع معلم پیشکسوت ریاضی هم صحبت می شوم امشب نیز این اتفاق افتاد بحث از انتصاب هادی محمد پور به سمت مدیر آموزش وپرورش شروع شد و با خاطرات دوران خدمت حاج آقای زارع ادامه و به پایان رسید.

بعد از جلسه شعر نقد شعر در اداره ارشاد گاهی با حاجی زارع معلم پیشکسوت ریاضی  هم صحبت می شوم
امشب نیز این اتفاق افتاد بحث از انتصاب هادی محمد پور به سمت مدیر آموزش وپرورش شروع شد  و با  خاطرات دوران خدمت حاج آقای زارع ادامه و به پایان رسید.
حاج آقای زارع چگونگی  استخدام خود را این گونه شرح می دهد
“بعد از پایان کلاس دهم به دانشسرای مقدماتی رفتم در سال ۱۳۳۸ با دیپلم ناقص از دانشسرا فارغ التحصیل شدم دوران سربازی را با درجه ستوان سه در عباس آباد تهران گذراندم و در سال ۱۳۴۰ به استخدام آموزش و پرورش گناباد درامدم ”
حاج آقای زارع از اولین حقوق و محل کارش نیز این گونه می گوید :
“اولین حقوق من ماهیانه یکصدو  هشتاد تومان بود و اولین محل خدمتی ام روستای زیبد ”
اولین رییس آموزش و پرورش گناباد در دوران خدمت حاج آقای زارع تصویر خاصی را از خود در ذهن ایشان به جا گذاشته است
“سال هزار و سیصد و چهل رییس آموزش و پرورش گناباد شخصی به نام اعلم بود تیپ و رفتار خاصی داشت همیشه یک نفر مثل یک نوکر دنبالش بود ؛ کلاهش را روی دست پشت سرش می‌برد ”
حاج آقای زارع   شش ماه از سال تحصیلی ۱۳۴۰ _۱۳۴۱ را  در زیبد به کار معلمی می پردازد و ادامه آن سال را در مدرسه همت به پایان می رساند
“ده سال در مدرسه همت بودم و در سال هزار سیصد و پنجاه در آزمون ورود به دانشسرای راهنمایی شرکت کردم چهارصد نفر در این رقابت شرکت کرده بودند و شش نفر قبول شدند که یکی از آنها من بودم که دو سال در مشهد هم درس می خواندم و هم درس می دادم


بعد  از دوسال شدم فوق دیپلم تجربی ریاضی ”
این معلم پیشکسوت از اجحافی که در ابتدا ی استخدامش در  حق شده است شاکی است و هنوز از قصد و تصمیمش برای احقاق حقش می گوید
“در سال هزار و سیصد و چهل دو ازدواج کردم آن زمان سی و دو تومان حق تاهل بود من نامه نوشتم و تقاضای افزایش حقوق خودم شد م اما بهانه آوردند که چون به دلیل خدمت سربازی ردیفی به حقوقت اضافه شده است حق تاهل به تو  تعلق نمی گیرد و بعبارتی حق تاهل در دل حقوقت  لحاظ شده است حق تاهل تا سالها به من داده نشد و من هنوز تصمیم دارم این موضوع را دنبال کنم مهم پولش نیست مهم بر گرداندن حق است ”
حاج آقای زارع از دوران خدمتی خود این گونه می گوید
” در طول دوران خدمت خود حتی پنج دقیقه تاخیر ورود به کلاس را نداشتم بچه ی شش ماهه ام مرد صبح او را به خاک سپردم و بعد هم به کلاس رفتم ”
چند سالی را هم به‌عنوان مدیر مدرسه حاج آقای زارع سپری کرده است
“در مدرسه بیست و دوم بهمن مدیر بودم با دوندگی فراوان توانستم صد من زمین (یک هکتار) برای زمین ورزش این آموزشگاه بگیرم که در حال حاضر هشتاد ملیارد تومان ارزش ریالی آن می باشد ”
پشت سر گویی و…. در خصوص همکار از ذات و روح این مرد دور است
“هر گز در دوران مدیریت خود حاضر نبودم پشت سر همکارم بد بگویم یا گزارش نا جوری بدهم همین علت نیز با عث شد که مرا از مدیریت بردارند”
حاج آقای زارع می گوید ” از شخص وزیر چند تشویق نامه دارم و خودم از کارم راضی هستم ”
حاج آقای زارع بعد از چندین سال در مدارس همت حافظ خواجه نصیر در سال هزار و سیصد و هفتاد و سه بازنشست شده است
ایشان دارای سه فرزند پسر هستند که آصف زارع استاد ریاضی دانشگاه را همه می شناسند جناب. آصف چندین سال به‌عنوان رییس دانشگاههای  آزاد گناباد و بیرجند نیز خدمت کرده است
از هم صحبتی با حاج آقای زارع لذت می‌بردم که فرزند خواهر ایشان به ما پیوست و حاج آقا خداحافظی کرد و رفت
حاج آقا چند بار با خنده و شوخی خواهر زاده خود را مورد خطاب قرار داد گفت :
“چند بار به تو گفتم دامپزشکی را بزن به حرفم نکردی دندانپزشک ها پول پارو می کنند ”
اما گویا خواهر زاده حاج آقا چند ماه دیگر دکترای دامپزشکی خود را می گیرد

دیدگاه شما

css.php